تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

491

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

بيست و پنج سال دوباره خيلى نيرومند شده بود و در اينجا بود كه فاجعهء بزرگ روى داد . به موجب روايات مورّخان عرب زمان اين فاجعه در آغاز سلطنت انوشروان بوده است ، امّا فردوسى مىگويد انوشروان به هنگام شاهزادگى خود و در زمان سلطنت كواذ اين فاجعه را به وجود آورد ؛ گزارش تيموثئوس با اين گفتهء فردوسى مطابق است « 1 » . مضمون گزارش تيموثئوس چنين است : مانويان ( البته مقصود ، به علّت اشتباه قابل توجيهى ، مزدكيان است ) مىخواستند شاهزاده Phthasuarsan ( پتشوار شاه ) ، پسر شاه از دخترش سمبيكه ، را كه نزد ايشان تربيت شده و كاملا سر سپردهء ايشان بود به تخت بنشانند « 2 » ؛ زيرا مىترسيدند رؤساى مغان ( آرخى ماگوى ، موبذان ) كه بر دين رسمى مملكت بودند پس از مرگ پادشاه يكى ديگر از پسران او را بر تخت بنشانند . كواذ در ظاهر از اين پيشنهاد خرسند شد و روزى را تعيين كرد تا در آن روز به نفع او از تخت كناره‌گيرى كند . كواذ همهء مانويان را با زنان و بچگانشان جمع كرد و آنگاه دستور داد كه سربازانش همهء ايشان را با روحانيانشان و اسقفشان كه به نام ايندرزر « 3 » بود بكشند . اين كار در حضور گلوزانس موبذ موبذان و ديگر مجوسان و نيز در حضور بازانس اسقف مسيحى كه كواذ حذاقت او را در پزشكى بسيار تقدير مىكرد اتفاق افتاد . در اين واقعه هزاران تن كشته شدند . آنگاه فرمان داد تا هر مانوى را كه بيابند بسوزانند و كتابهاى ايشان را در آتش نابود كنند و اموالشان را به ضبط و توقيف دولت درآورند و همچنين ، به طورى كه فقط مالالا افزوده است ،

--> ( 1 ) - مقايسه شود با سدرن ص 639 و زوناراس 145 . ( 2 ) - رجوع شود به كارنامك ص 47 . ميخائيل سيروس ( پاتكانيان در ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 179 ) شاهزاده‌اى را كه مزدك گمراهش كرده بود همان « خسرو » دانسته است و اين اشتباه است . بجز اين اشتباه ، او مطالب ديگر را از مالالا يا از مؤلّف ديگرى كه پيرو مالالا بوده است نقل كرده است . ابن العبرى آن را ذكر نكرده است . ( 3 ) - مالالا نام او را چنين گفته است ؛ ثئوفانس نام او را Indazaros خوانده است . پارسى آن بايد اندرزگر باشد ؛ رجوع شود به نام اندرزغر ( با اين ضبط در بلاذرى 251 و طبرى چاپ كوزه گارتن ج 2 صفحات 23 و 188 ، معنى آن « مشاور » و « معلّم » است .